أحمد بن محمد مسكويه الرازي ( مترجم : ابو القاسم امامى و على نقى منزوى )

331

تجارب الأمم ( فارسى )

تا هنگامى كه بيايد ، به او دستور داد كه به خانهء مفلح فرود آيد تا به او نزديك باشد ، و او چنين كرد . دفترداران به ديدار او آمده تهنيت گفتند و او ، به دستور دادن پرداخت . قاهر نيز به جستجو از فرزندان و زنان مقتدر كه پنهان شده بودند و به بازپرسى از مادر مقتدر آغازيد . اين [ پير زن ] كه سخت بيمار و در آغاز * استسقا مىبود ، چون از كشتن پسرش و گم گور كردن لاشهء او آگاهى يافت ، سخت آزرده شد و بر سر و روى خود مىزد و از خوردن و آشاميدن باز ماند و به دم مرگ رسيد . پس با او به مهربانى رفتار كردند تا كمى نان و نمك خورد و آب نوشيد . سپس قاهر او را خواسته با نرمى آميخته با تهديد سخن گفت . او سوگند ياد كرد كه مال و جواهرى جز در آن صندوقها كه در خانهء چسبان به خانهء او در « دار السلطان » است ، ندارد . خانه و صندوقها را به دو نشان داد كه در آنها چيزهاى ريختگرى ، پوشاك ، فرش ، عطر بود . او گفت : هر گاه جز اينها داشتم پسرم را به كشتن نمىدادم . قاهر اين زن را با دست خود بزد و او را با يك پا بياويخت [ 1 ] و بر جاهاى پيچيدهء تن او سخت كوبيد ،

--> [ ( 1 - ) ] شكنجهء يك پير زن « شغب » كه مادر و همسر خليفه بود ، به دست يك خليفه ، نمونه‌اى از تاريخ سياه عباسيان است كه برخى وزيرانشان را به شكنجه كردن وزير پيشين وا مىداشتند ( خ 5 : 91 ، 135 ، 136 ، 139 ، 175 ، 184 ، 189 ، 202 ، 224 ، 226 ، 229 ، 238 و 514 ) برخى كارمندانشان را زير شلاق كشته هفده شلاق هم پس از مرگ بر لاشهء او زدند ( خ 5 : 138 ) ، دست و زبان وزير ابن مقله مخترع خط را بريدند ( خ 5 : 583 ) ، سروزيرزادهء سى و سه ساله را در دامان پدرش وزير هفتاد و يك ساله نهاده ، سپس او را نيز كشتند ( خ 5 : 238 ) و همين كار را با پسر يك سردار و پدرش انجام دادند ( خ 5 : 423 ) كودك تازه يتيم شده را پيش مادر تازه بيوه شده شكنجه كردند تا مادر جاى پولهاى شوهر را نشان دهد ( خ 5 : 258 ) . برخى از انواع شكنجه كه ياد مىشود چنين است بريدن دست ، زدن با شلاق و چوب ( خ 5 : 151 و 401 ) ، و پوشانيدن جبهء پشمينه آلوده با اكارع ( روغن كله پاچه ) ( خ 5 : 170 ، 171 ، 198 و 230 ) ، پوشانيدن « با يباف » ( خ 5 : 287 ) ، زندانى كردن در « مطبق سياه چال » كه ابن طقطقا آن را « حبس تجليد » خوانده است ( آداب سلطانيه چ 1895 م . ص 252 ) ن . ك خ 5 : 133 ، كوبيدن بر سر متهم تا روان شدن خون از گوش و بينى و مردن او ( 5 : 175 ) ، آويختن سنگينى بر تن او ( خ 5 : 393 ) ،